خاطره فرزند شهيد خانم دكتر فاطمه رشتي از پدر

از وقتي كه من تازه به دنيا آمده بودم  پدرم درخدمت سربازي بودند ووقتي خدمتشان تمام شد من دوسال داشتم ومن از شكل وشمايل پدرم چيزي يادم نمي آد ولي خيلي بهش وابسته بودم هرجا مي رفت مرا همراه خودش مي برد ومن هم دوست داشتم دنبالش باشم وپدرم هم خيلي به من علاقه داشت چون من اولين فرزندش بودم وبا نبودنش هميشه بي تابي مي كردم ووقتي از خدمت به مرخصي مي آمد همه چيز برايم مهيا مي شد ومرا سوار برموتورش مي كرد وبه گردش مي برد وحتي نماز جماعت كه مي رفت همراهش مي رفتم ولي بعد از شهادتش همه چيز برايم تيره وتار شد وهمش بي تابي مي كردم وخيلي دلم برايش تنگ مي شد وگريه مي كردم وهيچ چيز نتوانست جاي خالي اش را برايم پر كند ،عشق ومحبت پدري برايم چيز ديگري بود وبه پدرم كه فكر مي كنم احساسم اين است كه ايشان بهترين پدر دنيا بودند خيلي خوش اخلاق ،خوش برخورد،مهربان ،بادرايت،اهل دين وايمان وتقوا واهميت زيادي به نماز جمعه وجماعت واحترام به پدر ومادر وبزرگترقائل بودند كه در متن وصيت نامه اش هم آمده است وهميشه آرزوداشتم كه سايه پدرم بالاي سرم بود وبهش عشق مي ورزيدم وتكيه گاهم بود وهميشه به هم سن وسالهاي خودم حسوديم مي شد كه بابا داشتند وهيچ وقت از نوازش پدر بي نصيب نبودند ولي  بعضي موقع به گذشته كه فكر مي كنم سردرد مي گيرم چون بعد از شهادت پدرم  زندگي برايمان خيلي سخت شد من دوساله بودم ومادرم حامله بود وفقر وبدبختي از يك طرف ومسايل ومشكلات از طرف ديگر امان مارا بريده بود واقعا روزگار سختي را سپري كرديم وتنها  تكيه گاهمان خداوند متعال بودندومادرم هم نقش خودش را ايفا مي كرد وهم نقش پدرم را ومن وخواهرم زندگي مان را مديون مادرمان هستيم  ايشان از همه چيزش گذشت تا بتواند مارا خوشبخت كند وجواني اش را به پاي ما ريخت وسعي در پركردن جاي خالي پدرمان را داشت ولي هيچ كس وهيچ چيز نتوانست جاي پدر را براي ما پركند وتشكر ويژه دارم از مادرم كه در موفقيت من نقش بسزايي داشتند وسعي كردم در سنگر علم فردي مفيد وخدمتگذار براي كشورم باشم وهميشه روح پدرم را از موفقيت وخدمتم شاد نگه دارم واز همسر عزيزم هم كه واقعا برايم سنگ تمام گذاشتند در موفقتيتم وبراي اعتلاي نام پدر شهيدم همه جوره تلاش كردند تشكر ويژه دارم.        
 فاطمه رشتي